پایگاه کاشف: وبلاگ تخصصی امنیت سیستان و بلوچستان

از این پس (14بهمن 1396) این وبلاگ با موضوع تخصصی امنیت اسلامی (ریشه‌های ناامنی و راه‌حلهای امنیت سازی) بروز خواهد شد

پایگاه کاشف: وبلاگ تخصصی امنیت سیستان و بلوچستان

از این پس (14بهمن 1396) این وبلاگ با موضوع تخصصی امنیت اسلامی (ریشه‌های ناامنی و راه‌حلهای امنیت سازی) بروز خواهد شد

پایگاه کاشف: وبلاگ تخصصی امنیت سیستان و بلوچستان

نظریه های امنیت داخلی- جلسه ششم

پنجشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۲۷ ق.ظ

جلسه ششم

مکتب کوپنهاک

دو رویکرد به امنیّت داریم:

1-    جدا از جامعه

2-    مبتنی بر جامعه( زمینه وندی contextual)

در نگاه دوم هنگام تحلیل امنیت باید به اثر گذاری جامعه در آن دقّت داشت. لذا در مکتب کوپنهاک امنیّت اجتماعی شده (societal) می باشد. در چنین موردی فاکتورها و ابعاد اجتماعی امنیت مورد بررسی قرار می گیرند. لازم به ذکر است که در دیدگاه کوپنهاک societal security به معنی امنیّت اجتماعی شده( امنیت جامعوی) است و نه امنیّت اجتماعی.

بوزان و ویور امنیت را یک پدیده خارج از جامعه تعریف نمی کنند.

فلسفه علم جدید می گوید که علم ساخته making نمی شود بلکه توسط ارزشها و هنجارهای جامعه تولیدproduce می گردد.

در نگاه کوپنهاک، امنیت تولیدی به شمار می رود ولی در نظام استبدادی امنیت ساختنی است.

در غرب تا قبل از این با پلیس مردم را کنترل می کردند ولی امروزه با دوربین مداربسته این کار را

انجام می دهند.

سطوح تحلیل امنیت با نگاه امنیت اجتماعی شده

سطوح تحلیل به ذهن پژوهشگر نظم می دهد.

سطح تحلیل سلبی( میزان قدرت) با سطح تحلیل ایجابی متفاوت است

در نگاه سلبی شاخص ثبات جامعه است. بر همین اساس بازیگران را یافته میزان قدرت هرکدام و منابعشان را می سنجیم.

الگوی تحلیل سلبی یک سطحی عمل می کند.

الگوی ایجابی سطوح تحلیل بیشتری دارد:

1-    فردی

2-    اجتماعی

3-    سیاسی

4-    امنیتی

5-    تکوینی( تشریعی)

1-    سطح تحلیل فردی:

فضا یا سطح تحلیلی که در آن پدیده را براساس سلیقه تا علاقه یا مولفه های شخصیّتی(ژنتیک و...) فهم و تحلیل می شود. فضای آن بسیار زیاد است.

اگر بتوان این حوزه را دست کاری کرد میزان اثرگذاری بیشتری دارد.

از این حوزه برای تحلیل رفتار رهبران براساس خصوصیّات آنها عمل می گردد.

این حوزه از حوزه قدرت و عمل حکومت به دور است لذا در نگاه غربی گفته اند که این مورد جزء صلاحیتهای ما نیست به همین خاطر تا جائیکه به کسی آسیبی وارد نشود مشکل ندارد چه کار می کنیم.

تفاوت نگاه ایجابی با اجتماعی شده در اینجاست که چرا که گفتمان ایجابی تربیت فردی را اصل قرار می دهد. در این راستا از انصاف صحبت می کنند( اعتدال)

در این راستا اولین کار آدم سازی است. در گفتمان اسلامی که به گفتمان ایجابی نزدیک است تربیت بنیاد می باشد. البته این به معنای دوری از قانون و اجبار نیست چون در هر جامعه ای مجرم و جرم وجود دارد.

امر به معروف و نهی از منکر برای اثر گذاری بهتر و نمود بیشتر باید بر تربیت فردی سوار باشد.

عامل تجزیه در سطح تحلیل فردی سلایق، علایق و ویژگیهای محیطی و روانشناختی موثر بر فرد است.

2-    اجتماعی: شاخص مهم حوزه اجتماعی اینست که می گویند اجتماع به حوزه ای اطلاق می شود که در آن بین منافع بازیگران نوعی ارتباط برقرار می شود لذا همینکه بین منافع دو بازیگر ارتباط برقرار شد وارد فضای اجتماعی می شود.

مثلاً یک پدیده صرفاً به شما( یک فرد) بستگی دارد. چرا امروز ساعت 7 صبح از خانه بیرون آمدی؟ جواب چون هوا خوب بود. امّا اگر جواب بگویی چون می دانستم که امروز اول هفته است و حتماً خیابانها شلوغند لذا برای اینکه به ترافیک بر نخورم زودتر آمدم در چنین حالتی رفتار دیگران بر ما اثر گذاشته است. یک مسئله فردی ممکن است پس از 10 واسطه خود را به امری اجتماعی تبدیل کند مثلاً فردی طلاق گرفته پس از رخ دادن پاره ای قضایا سبب می شود با شخصی دعوا کند و وی را به قتل برساند. طلاق امری فردی است امّا تبدیل به امری اجتماعی شده است.

اجتماعی شدن: پدیده در شبکه روابط اجتماعی قرار می گیرد.

مثلاً یک وقت شما دم درب خانه تان یک قفل می زنید و خانه را برای خود امن می کنید لکن یک وقت کسی می گوید که من می خواهم این محلّه را امن سازم. چرا که قفل زیاد تر ناامنی می آورد مثلاً وقتی در خانه فرد دوربین می گذارد تا امنیت را بالا ببرد.

مکتب کپنهاک می گوید باید جلوی بیکاری را گرفت. کاری که کپنهاک کرد همین بود گفت که ما باید امنیت را در شبکه روابط اجتماعی ببینیم. امنیت من فقط مسئله شخص من نیست. باید به گونه ای امنیت را ایجاد کنیم امنیت دیگران هم تأمین شود. در حالت اجتماعی: تا امنیّت اجتماعی ایجاد نشود امنیت من هم ایجاد نمی شود لذا باید کوشش کنیم تا شبکه اجتماعی ایجاد شود، امنیّت ما هم بهتر ایجاد شود.

فضای اجتماعی می تواند موضوع قانون باشد. سنن و عرفها می توانند موثر باشند. برخی از سنّت ها امنیت ساز و یا امنیت سوزند. مثلاً جامعه اهل اسراف می شود، لذا امنیت خود را می سوزاند یا یک جامعه فرهنگ اجتماعی اش مبتنی بر تنبلی است یا کوشش

در حوزه فردی قوانین کم است بلکه باید قواعد حاکم باشد بلکه اخلاق و... موثرند. مثلاً یک فرد برای تغییر سلیقه اش نمی توان قانون گذاشت بلکه کم کم سلیقه اش را تغییر داد. در حوزه اجتماعی باید از قوانین و قواعد هر دو استفاده شود لکن هر چه بتوان با ضوابط و قوانین اخلاقی آنرا حل کرد بهتر جواب می دهد لکن در حوزه اجتماعی باید از قواعد استفاده کرد.

همه ی پدیده های امنیّتی دارای ریشه های فردی هستند. مثلاً وقتی نگاه می کنید که در حوزه اجتماعی سرقت می شود می بینید که حوزه فردی در آن موثر است لذا نمی توان عوامل اجتماعی را عامل فردی دانست. چرا که هر کس که فقیر است

دزد نمی شود. این مرزها مثل یک بسته واحد است. پدیده ها وقتی وارد شبکه اجتماعی شد حساسیتش دو صد چندان می شود. شبکه اجتماعی مثل لوله کشی آب شرب است

3- سیاسی: سیاست به معنای خاصش؛ چرا که به معنی عامش در حوزه اجتماعی می باشد.

به معنای خاصش یعنی ارتباط با قدرت رسمی مهم است.

گاهی برخی پدیده های اجتماعی با قدرت خط ارتباط برقرار می کنند. مثلاً یک فرد در یک شهر یک انجمن دانشجویی برای فعالیت فرهنگی اجتماعی تأسیس می کند. این جا مربوط است به حوزه اجتماعی.

حال اگر این انجمن با یک کاندیدای انتخابات مخالفت یا مؤافقت کند شما وارد فعالیت سیاسی شده اید. فضایی محدود

اگر شما این ارتباط را با قدرت ایجاد کردید باید خیر و شرّش را بپذیرید لذا حساسیتش بسیار بالاست.

کسب منافع و جنگ بر سر آن بسیار است.

مقصود علم سیاست نیست چرا که علم سیاست در حوزه اجتماعی است.

شاخصه بارز فضای سیاسی: رابطه با قدرت. این ارتباط باید آگاهانه باشد مثلاً وقتی وارد جایی می شود که باران می آید نمی توان گفت چرا خیس شدم؟

4- امنیتی: 

هر چه  از سطح فردی بالاتر می آید سهم قوانین بیشتر می شود و سهم عرف، قواعد رو به کاهش است.

شاخصه اصلی: تعارض( تعارض بین منافع/ تعارضی بین آن پدیده با قدرت سیاسی به وجود می آید) خود حوزه امنیت بخشثی از سیاست است که وارد حوزه تعارض می شود. تأکید می شود که این فضا در یک جامعه نباید زیاد باشد. اختلافات را در خود حل کنید و امنیتی اش نکنید. مثلاً عده ای برای پول خود به کارخانه می آیند و اعتراض می کنند. صاحب کارخانه اگر اعتراض آنها را مقابله با جمهوری اسلامی بنامد این معنایش امنیتی کردن یک پدیده اجتماعی است.

اگر امنیت یک لایه ای محدود در این الگو باشد بهتر است و وضع مطلوب است. لکن اگر امنیت برعکس شود جامعه امنیتی می شود که به این جامعه جامعه پادگانی می گویند.

نگاه ایجابی: تحلیل امنیت باید در سه جهت صورت بگیرد.


 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۲
برادر مصطفی

امنیت داخلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
چه کسی وبسایتم را لینک کرده?