پایگاه کاشف: امنیت سیستان و بلوچستان

خونی که در راه امنیت داخلی می ریزیم همان عرقی است که در کار تربیتی نریخته ایم

پایگاه کاشف: امنیت سیستان و بلوچستان

خونی که در راه امنیت داخلی می ریزیم همان عرقی است که در کار تربیتی نریخته ایم

پایگاه کاشف: امنیت سیستان و بلوچستان

تنگه احد

به نام خدا

 خلاصه کتاب فرآیند خط مشی گذاری عمومی؛دکتر سید مهدی الوانی؛فتاح شریف زاده

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

فصل اول :تعریف و مفاهیم خط مشی گذاری(سیاست گذاری)

دولت در معنای وسیع خود با وضع و اجرای خط مشی های عمومی با قدرت نظم آفرینی به انتظام روابط اجتماعی همّت می گمارد.

نحوه وضع خط مشییها درنهادها و دستگاههای مختلف متفاوت می باشد.

خط مشی عمومی چیست؟

خط مشی عمومی تصمیمی است که در قبال یک مشکل عمومی اتخاذ کرده اند

فرآیندی است که از زمان احساس مشکل شروع شده و به ارزیابی نتایج اجرای خط مشی ختم می شود.

فریمن معتقد است که عدم اتخاذ تصمیم در مقابل یک مشکل و یا مسئله را می توان خط مشی عمومی نامید.امّا به نظر الوانی خط مشی عمومی شامل اقداماتی برای حل مشکل عمومی می باشد پس عدم اقدام خط مشی نیست.

اجزای خط مشی عمومی:محتوای خط مشی(راهی که مارا به هدف می رساند) مثل کاهش عوارض گمرکی،هدف خط مشی مثل حل مشکل واردات کالاهای مورد نیاز،اثر خط مشی

پریویت و اویلا معتقدند خط مشی عمومی یک تصمیم پایدار است که هماهنگی عملکردهای عمومی را از طریق خاصیّت تکرار و تداوم خود به بار می آورد.

از دیدگاه دیگری خط مشی عمومی عبارتست از تصمیمات و سیاست هایی که به وسیله مراجع مختلف بخش عمومی مانند مجلس،دولت و قوه قضاییه که نماینده حفظ منافع عمومی جامعه هست اتخاذ می شود.

از دیدگاه بوچ هولز دولت در مفهوم کلّی یک نهاد قانونی خط مشی گذاری عمومی است که به صورتهای مختلف مانند و ضع قوانین ضوابط و مقررات به تبیین خط مشی می پردازد.

اندرسون خط مشی گذاری عمومی را سلسله اقداماتی هدفدار می داند که توسط گروهها  یا فرد قدرتمندی دارای مشروعیت خط مشی گذاری برای مقابله و رفع یک مشکل عمومی شکل میگیرد.

صاحب نظر دیگری خط مشی عمومی را با ارزش ها وباید و نباید های جامعه مرتبط می داند.ویکر می گوید که خط مشی عمومی یک سلسله ارزش هایی است که پشتوانه دولت و سایر مراجع تصمیم گیرنده در جامعه می باشند.

در تعریف دیگری خط مشی عمومی به عنوان شاخص باید ها ونباید ها در جامعه توصیف شده است.اسمیت می گوید خط مشی عمومی بیانگر فرهنگ نظام اقتصادی و اولویت های مورد قبول جامعه می باشد.خط مشی عمومی برای تعیین اولویت ها در انجام امور و فعالیت ها در جامعه است.به بیان درور خط مشی عمومی راهنمای عمل بوده اولویت ها و باید و نباید ها را معین می کنند و نشان دهنده خطوط کلّی در فعالیت ها و اقدامات بخش عمومی است.

لیند بلون معتقد است که خط مشی حاصل یک فرایند که می تواند خود بخودی و بدون تصمیم گیری واقعی باشد و نیز می تواند فرایند مصالحه سیاسی بین مسئولان خط مشی گذاری باشد.

درور:خط مشی عمومی بازده مستقیم سیاستگذاری می باشد.هر نوع بازده مستمر سیستم سیاستگذاری ،خط مشی قلمداد می شود.

دای:هر آنچه را که سازمان های عمومی اجرا کرده یا از اجرای آن ممانعت می کنند خط مشی عمومی گفته می شود.

ایستون:تخصیص قدرتمندانه منابع و ارزش ها برای تمام شهروندان و آحاد جامعه را خط مشی عمومی می نامند.

ایستون:آر:خط مشی عمومی در مسیر ارتباط بین سازمان دولتی و پیرامون آن تبیین می شود.

خط مشی عمومی شامل اصولی هستند که به تصمیمات اقدام و فعالیت های سازمان های عمومی جهت می دهند و آنها را در مسیر تحقّق اهداف تنظیم می کنند.

ماهیت مسائل و مشکلات عمومی:

هر مشکل  یا مسئله به گونه های مختلف کم یا زیاد یا حتی متضاد بر زندگی افراد تاثیر می گذارد.به علاوه هر مشکلی عمومی نیست و مشکلات عمومی همه به صورت مسئله ظاهر نمی شوند و همه مسائل عمومی نیز توسط سازمان های دولتی حل نمی گردد.چگونگی مواجهه با مسائل بستگی به این دارد که مسئولان خط مشی گذار چگونه آنها را درک و احساس  کنند.(جان دیویی)

به نظر دیویی پیامدها در مقابل هر رویداد دوگونه هستند:مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی افراد تاثیر می گذارند.در اینجا بحث مشکل عمومی و خصوصی مطرح می گردد.مشکل اگر گستره تاثیر عملیات و نظارت بر پیامدها و نیازها محدود باشد مشکل خصوصی است ولی اگر به گونه ای مستقیم یا غیر مستقیم تاثیر عمیق و فراگیرو گسترده بگذارد مشکل عمومی قلمداد می شود.

اهتمام به شناسایی مسئله گاهی به صورت ذهنی گاهی به صورت عینی و گاهی به هر دوصورت (عینی-ذهنی)صورت می گیرد.در هنگام شناسایی مسئله به صورت عینی پیامدها رویدادها و مسائل اجتماعی به صورت علمی بررسی میگردد.در حالی که در روش ذهنی تعبیر تفسیرهای مردم از مسئله مورد بازبینی قرار می گیرد.

انواع خط مشی:

خط مشی الگوی عملی(نه انتزاعی)پایدار(نه مقطعی)است که انتظارات مختلف و گاه متناقض اجتماعی و عمومی را پاسخ داده برای جلب همکاری در حل مسائل ایجاد انگیزه می کند؟؟

عده ای معتقدند که خیلی از خط مشی ها به واسطه کمبود منابع .و  امکانات به وجود می آید.

1-طبقه بندی خط مشی براساس قوای سه گانه هیئت حاکمه:

1-1خط مشی های قضایی(judicial policies):

توسط قوه قضاییه و دادگاهها تدوین می گردد مثل ارای دیوان عالی کشور و دستورالعمل های قوه قضاییه که سبب وحدت رویه در رسیدگی به دعاوی می گردد.

1-2خط مشی های اجرایی(executive policies):

تهیه شده توسط سازمان های قوه مجریه در قالب ایین نامه ها تصویب نامه و بخشنامه های وزارتخانه یا هیئت دولت

1-3خط مشی های تقنینی(legislative policies):

به وسیله نمایندگان مجلس قانونگذاری در قالب طرح یا لایحه مطرح و تصویب می شوند.مانند قوانین موضوعه

خط مشی ها:تلویحی و غیر مدوّن،تصریحی و مدوّن

تصریحی و مدون زمانی است که از قبل برای حل مشکل چاره اندیشی شده قانون به تصویب رسیده است.تلویحی زمانی است که از قبل قانونی تهیه نشده است.طبق قانون 3آیین دادرسی مدنی قاضی می تواند در مواردی که قانون در موضوعی سکوت کرده طبق روح قوانین موضوعه،آداب و سنن و ارزش های فرهنگی اعتقادی حاکم بر جامعه حل .و فصل نماید.

طبقه بندی دیگر:جدایی سیاست از اداره.خط مشی های سیاسی-تقنینی توسط مراجع قانونی و مسئولان ذی صلاح سازمان های حاکم،خط مشی های اداری- اجرایی.

طبقه بندی دیگر:خط مشی ها سه دسته اند:فراگیر،عمومی و هادی.خط مشی عمومی به عملیات سازمان های عمومی برای حل مسائل و مشکلات اشاره دارد.خط مشی هادی به راهنمایی در زمینه های دیگر اشاره می نماید.به بیانی دیگر مسائل را تجزیه و تحلیل کرده چارچوبی مناسب برای تهیّه و تنظیم خط مشی های فرعی و خرد فراهم می آورد.خط مشی فراگیر دیدی کلانتر داشته و فراگیر تر است.

لوی یک تقسیم بندی سه گانه ارائه داده است:

1-خط مشی انضباطی بازدارنده(regulatory policy):

به عنوان نمونه خط مشی های قضایی.البته در زمینه های دیگری نظیر بازرگانی،ثبت نرخ ها امنیت عمومی نیز دارمی

2-خط مشی توزیعی(distributive policy):

این نوع خط مشی نحوه اعطای کالا و خدمات عمومی را به بخش های معین واضح می کند.مثلاً بیمه تامین اجتماعی برای اقشار خاص

خط مشی توزیعی مجدّد(redistributive policy):

توزیع مجدد منابع و امکانات در جامعه.نظیر مالیات تصاعدی برای اقشار پولدار

فرایند خط مشی گذاری عمومی:

طبیعتا اگر خط مشی گذاری دفعتا و فوری صورت نگیرد،شامل مراحل معیّنی می باشد.خط مشی پس از تعامل متغیرهای سازمانی و غیرسازمانی برای تدوین تصویب اجرا اماده می شود.

مراحل خط مشی گذاری عمومی:

1-مرحله شناخت،درک و بیان مساله یا مشکل

2-ارجاع و طرح مسائل در سازمان های عمومی

3-شکل گیری،تهیه و تدوین خط مشی

4-قانونی کردن و مشروعیت بخشیدن به خط مشی

5-ابلاغ و اجرای خط مشی

6-ارزیابی خط مشی و جمع آوری اطلاعات از بازتاب عملیات اجرا شده.

البته این مراحل جدا از هم نمی باشند بلکه در یک چرخه می باشند که دارای ارتباطات چند سویه و مداوم باهم شکل می گیرد.

مرحله اول:شناخت،درک و بیان مسئله یا مشکل:مطالعات،تحقیقات و بررسی ها،گزارشها و رخدادها،سخنرانیها و اجتماعات بیان کننده نیازها و کمبودهای شهروندان بوده و به دنبال آن ضرورت پیگیری از سوی سازمان های عمومی احساس می شود.

مرحله دوم:ارجاع و طرح مسئله در سازمان ها و موسسات عمومی:

مرحله سوم:شکل گیری،تهیه و تدوین خط مشی عمومی:سازمان عمومی در راستای اهداف و رسالت سازمانی انجام مطالعات و استفاده از کارشناسان موقعیت اجتماعی اقتصادی سیاسی تعهدات و مسئولیتها ارزش های حاکم بر جامعه مسئله یا مشکل رابررسی کرده و راه حل های مطلوب برای حل مشکل را تهیه و تدوین می کنند.

مرحله چهارم:قانونی کردن و مشروعیت بخشیدن به خط مشی عمومی:سازمان های عمومی قانونگذاران دادگاهها دستگاههای اجرایی منفردا و تجمیعا نسبت به قانونی کردن و تصویب خط مشی در قالب قوانین موضوعه و قانون اساسی تصویب نامه ها ایین نامه ها بخشنامه ها اقدام می نمایند.

مرحله پنجم:ابلاغ و اجرای خط مشی عمومی(pulic policy implementation)

توسط مراجع ذی صلاح به واحد سازمانی مربوط برای اجرا ابلغ می گردد.دسترسی به منابع مالی نیروی انسانی کارامد تجهیزات اطلاعات و امکانات لازم،آشنایی مجریان با روح خط مشی عمومی و مسئله مورد نظر،نحوه کنترل بر حسن اجرای خط مشی.

 

مرحله ششم:ارزیابی خط مشی عمومی اجراشده:

با توجه به استراتژی ها ماموریت ها مقاصد سازمانها و نقش انها در حل مشاکل عمومی ارزیابی میگردد که سازمان تا چه حد توانسته وظیفه خود را در اجرای خط مشی انجام دهد و نیز آیا مشکل دیگری به تبع اجرای خط مشی(مسئله جانبی)به وجود نیامده است؟

برای دیدن نمودار فرایند خط مشی گذاری به انتهای فصل اول کتاب ص 15مراجعه گردد.یاحق

فصل دوم:مدل های خط مشی گذاری عمومی

مدل:برداشتهایی انتزاعی از واقعیت می باشد.بازسازی و تلخیصی از واقعیت است که با در برداشتن ویژگیهای اصلی از واقعیت شناخت ما را تسهیل می کند.

ویژگی های مدل از دیدگاه دای:1-سادگی و خلاصه بودن؛قدرت نظم دهندگی 2-گویای جنبه های اصلی و مهمّ پدیده های مورد نظر 3- هماهنگی و تطابق با واقعیت ها4-اثر بخشی و مفید بودن5-تسهیل کننده امر تحقیقات و بررسی ها6-مبیّن و مشرّح پدیده ها

فرق مدل با فرایند واقعی خط مشی گذاری اینست که همه متغیرهای موثر دخیل در خط مشی گذاری هستند در صورتی که در مدل به بررسی برخی متغیرها پرداخته می شود.البته با ساده خلاصه و گویا بودن مدل ها خط مشی گذاران را یاری می دهد.

مدلهای مفهومی کاربرد زیادی در خط مشی گذاری دارند.هر مدل با توجه به اقتضائات می تواند در یک موقعیت کاربرد داشته باشد

انواع مدلها از لحاظ علوم سیاسی:

1-مدل نهادی:خط مشی عمومی به مثابه یک بازده نهادی(institutional model):

سازمانهای دولتی نظیر شهرداری ها قوای سه گانه سازمان های محلّی از جمله نهادهای خط مشی گذار هستند.اتخاذ تصمیم توسط انها سبب ضمانت اجرا داشتن خط مشی ها می شود و از طرفی گستردگی و فراگیری خط مشی را سبب می شود چرا که دولت با در اختیار داشتن قدرت اجرایی می تواند در سطح جامعه خط مشی ابلاغی را به اجرا در بیاورد.البته الگوهای پایدار رفتاری(دارای نظم مشخص و مستمر در بلند مدّت)می تواند بر محتوای خط مشی تاثیر بگذارد.ساختار نهادهای دولتی می تواند هم در وضع و هم در اجرای خط مشی نقش فعّال و تعیین کننده ای داشته باشند.این گفته که تشکیلات نهادی می تواند خط مشی را تغییر دهد الزاما صحیح نیست.

مدل فرآیندی:خط مشی گذاری به مثابه فعالیّت سیاسی(process model):

علوم سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم به بررسی فعالیت های انتخاب کنندگان گروههای ذی نفع قانونگذاران روسای جمهور دیوانسالاران قضات و دیگر فعالان عرصه سیاست پرداخته است.هدف از این بررسی مشخص کردن الگوهای قابل شناسایی فعالیت ها یا فرایندهای سیاسی بوده است.

می توان فرایند خط مشی گذاری را در قالب فعالیت های سیاسی نظیر شناسایی مشکل،تدوین راه حل ها،قانونی کردن،اجرا و ارزیابی در نظر گرفت.

طبق یک نگرش این محتوای خط مشی نیست که باید در سیاستگذاری مطالعه گردد بلکه فرایندهایی باید بررسی گردد که خط مشی عمومی براساس آنها بسط می یابد،اجرا می شود و تغییر پیدا می کند.این یک دیدگاه در خط مشی گذاری سیاسی می باشد.

البته در پایان باید گفت که شاید فرایند بر محتوای خط مشی گذاری تاثیر بگذارد.البته اگر محدودیت های سیاسی اجتماعی اقتصادی و فن اوری زیاد باشد ممکن استتاثیر فرایند بر محتوا مهم  نباشد.

مدل گروهی:خط مشی به مثابه حاصل تعادل و تعامل بین گروهها(group model)

بر این فرض استوار است که تعامل بین گروهها عامل اصلی در تعیین خط مشی است.در این دیدگاه افراد زمانی موثر هستند که نماینده یا عضوی از یک گروه باشند.گروه حلقه ارتباطی بین افراد و دولت می باشد.نقطه تعادل در خط مشی به سمت گروهی هست که نفوذ بیشتری دارد.نیروهای فعال عرصه سیاست می کوشند تا از اکثریت گروهها ائتلاف بوجود آورند.عضویت افراد در گروههای مختلف تعادل و توازن ایجاد می کند.ممکن است گروه بالقوه ای وجود داشته باشد که از اجرای قانون اساسی و ضوابط عملیات حمایت کند در برابر گروههای متخاصم.

مدل عقلایی:خط مشی به مثابه"حداکثر دستاورد اجتماعی"(rational model)

اساس این مدل بر کسب حداکثر دستاورد اجتماعی باشد.دولتها باید خط مشی هایی را انتخاب کنند که هزینه-فایده آن به بیشترین حد ممکن برسد.علاوه بر متغیرهای قابل اندازه گیری نظیر واحد پولی باید ارزش های اجتماعی سیاسی اقتصادی در ارتباط باموضوع خط مشی نیز در نظر گرفته شود.

برای انتخاب یک خط مشی عقلایی سیاستگذار باید همه اولویت های ارزشی جامعه در همه گروهها،همه پیامدهای ممکن همه گزینه های ممکن را شناخته و کارا ترین گزینه را انتخاب کند.برای دیدن منحنی به ص 30مراجعه شود.از طرفی دیگر بودجه های دولتی باید تا حدّی افزایش یابند که حداکثر نفع عاید شود و پس از آن هیچ هزینه ای را نپذیرند.

مدل احساس:ادراک در فرایند عقلایی

در فرایند عقلایی برای تعریف مساله دو مرحله را از هم متمایز کرد:احساس مشکل و ادراک مشکل.احساس مشکل به عوارض و رویه های بیرونی مسئله دقت دارد،در حالی که ادراک مشکل ریشه های مسائل را در می یابد.اگر در مرحله احساس مشکل به تعیین خط مشی و تصمیم گیری اقدام کنیم این تصمیم عقلایی نیست.البته از مدل عقلایی به علت موانع سر راه ان در خط مشی گذاری استفاده نمی شود.

موانع خط مشی گذاری عقلایی:

1-هیچ منفعت اجتماعی مورد اجماع وجود ندارد

2-هزینه های بی شمار ناسازگار قابل بررسی نیست.برخی چیزها نظیر حیثیت شخصی را نمی توان ارزیابی کرد.

3-عدم انگیزه خط مشی گذار برای اتخاذ تصمیمات مبتنی بر اهداف اجتماعی

4-عدم انگیزه برای پیدا کردن بهترین گزینه موجود

5-تمرکز بر تصمیم گیری فعلی افراد را از گزینه هایی که در تصمیم گیری قبلی اخذ شده اند باز می دارد.

6-هزینه های حین خط مشی گذاری نظیر هزینه جمع آوری اطلاعات

7-ارزش های متنوع سیاسی اقتصادی و فرهنگی در کار دخالت دارند.

8-توان پیش بینی پایین در علوم اجتماعی

9-رجوع خط مشی گذار به تصمیمات قبلی به علّت احتمال وجود پیامدهای ایذایی و پیش بینی نشده جدید.

10-هماهنگی پایین به خاطر تقسیم کار و تخصصی شدن و اینکه نمی توان در زمان تصمیمگیری نظر تمامی متخصصان را در اختیار داشت.

نظریه بازی ها:خط مشی گذاری به عنوان انتخابی عقلایی در شرایط رقابتی.(با توجه به محیط سیستان مناسب برای آن محیط می باشد)

بنابر این نظریه خط مشی گذار علاوه بر علایق و خواسته های خود انتظارات و نیز عملکرد رقبا را نیز در نظر بگیرد.البته این تئوری یک فرض هم دارد و آن اینکه افراد کاملاً عقلایی تصمیم می گیرند.نظریه بازی ها در وضعیت های رقابتی کاربرد دارد.هر بازیگر باید پیش بینی کند که شخص مقابل چه استراتژیی را اجرا خواهد کرد.

اصل اساسی نظریه بازی وجود یک استراتژی می باشد.استراتژی اشاره به تصمیم گیری عقلایی است که در آن برای رسیدن به بازده نهایی حتّی بعد از در نظر گرفتن تمامی حرکات احتمالی طرف مقابل اقداماتی طرح می شود.

طرح استراتژی کم-زیاد _کم ترین زیان یا بیشترین سود_ از نظر اکثر نظریه پردازان بهترین استراتژی عقلایی می شناسند.

این نظریه علی رغم کاربردهایش به علت اینکه نمی توان گزینه های خط مشی را در قالب یک ماتریس جای داد و یا ارزش نهایی گزینه های مختلف خط مشی خود یا مخالفان پی برد.البته این نظریه خط مشی های ناسازگار و متعارض را ارائه می دهد.در عین حال این نظریه طبق عقیده صاحب نظران به عنوان ابزار تحلیل خط مشی استفاده می کنند.

مدل سیستمی:خط مشی به عنوان بازده سیستم(system model):

در این نگرش به خواسته هاو نیازهای محیط بیرونی به وسیله خط مشی پاسخ داده می شود.دیوید استون در نموداری به ارائه این نکته پرداخته که  سیستم نیازها انتظارات خواسته ها و حمایت ها را از محیط به عنوان ورودی(داده ها) دریافت کرده و در یک فراگرد پردازشی در خرده سیستم سیاسی،آنها را به خط مشی تصمیم یا اقدام تبدیل می نماید.

مدل رضایتبخش(satisfying model)

هربرت سایمون و مارچ تصمیم گیری را از جنبه های رفتاری مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اند.که اینان بر جنبه های روانی اجتماعی تصمیم گیری در سازمان تاکید داشته اند.

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۰/۰۴
پایگاه کاشف

سیاستگذاری

نظرات  (۷)

با تشکر.
پاسخ:

بسم الله و بالله

از دوستان عزیز بابت خلاصه نشدن کتاب دکتر قلی پور پوزش می طلبم

امیدوارم حلال بفرمایند

یاعلی

 

خوب وخیلی خلاصه بودفقط فصلهای کتاب رامشخص نکرده بدید ازشما متشکرم
پاسخ:
با سلام.انشا الله در تابستون کل کتاب را خلاصه می کنم و روی وبلاگ می گذارم. یک کتاب دیگه هم به اسم تصمیم گیری سازمانی و خط مشی گذاری عمومی تالیف رحمت الله قلی پور از انتشارات سمت هست که انشاالله به قید حیات خلاصه می کنم.
یاحق

با سلام

من دنبال خلاصه کلی کتاب هستم . قولش و داده بودید . ممنون

در ضمن در چاپ چهارم کتاب برای سال 1385 را دارم . می خوستم بدونم تغییری نکرده است. با تشکر

لطف کنید خلاصه کل کتاب دکتر الوانی ( فرآیند خط مشی گذاری عمومی ) را روی سایتتان قراردهید
با نهایت تشکر وقدر دانی از زحمات شما
پاسخ:
سلام و رحمۀ الله
خلاصه کل کتاب را ندارم
اگر داشتم قطعاً دریغ نمی کردم
 ومن الله التوفیق
مصطفی سیستانی
با تشکر از زحمات شما
پاسخ:
بسم الله
خواهش می کنم
یاعلی

با تشکر از گرداورندگان مجموعه  قدم برداشتن برای اندختن واضافه شدن علم دیگران نعمت بسیار بزرگی است که شامل هرکس نخواهد شد. با سپاس فراوان
پاسخ:
سلام
ممنون
یاعلی
از زحمات جنابعالی صمیمانه متشکرم
پاسخ:
بسم الله
خواهش می کنم
یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
چه کسی وبسایتم را لینک کرده?